بررسي عوامل مؤثر بر توسعة گردشگري ورزشي كشور با تأكيد بر جاذبههاي طبيعي ورزشي
مقاله برتر پنجمين همايش ملي دانشجويي - دانشگاه مازندران ۱۳۸۶
مقدمه:
گردشگري يكي از صنايع بزرگ در جهان است و «گردشگري ورزشي» صنعتي است كه از تركيب دو صنعت «گردشگري» و صنعت «ورزش» پديد آمدهاست. و افراد بسياري در سرتاسر جهان در آن اشتغال دارند (4). در كشورهاي صنعتي گردشگري به عنوان يك مجموعة كل بين 4 تا 6 درصد توليد ناخالص داخلي را توليد ميكند. گردشگري ورزشي نیز بين 1 تا 2 درصد از توليد ناخالص داخلي ( GDP[1] ) را شامل ميشود و نرخ رشد صنعت گردشگري ورزشي حدود 10 درصد در سال برآورد ميشود (12) « مسافرت به دلايل غير تجاري (تعطيلات ) يا تجاري ( غير تعطيلات/ حرفه ) براي شركت يا مشاهدة فعاليتهاي ورزشي » به عنوان گردشگری ورزشی شناخته می شود(11) . به طور كلي گردشگران ورزشي يا تماشاچيان هستند ويا گردشگران ورزشي فعال كه خودشان در حين سفربه فعاليتهاي مختلف ورزشي ميپردازند (10). محققان مختلف گردشگري ورزشي را به ابعاد و حوزه های مختلفی چون 1- جاذبهها2- تفريحگاهها 3- سفرهاي دريايي 4- رويدادها و 5- گردشها (تورها) تقسیم بندی كردهاند (3، 7، 8، 9،10) که در این میان جاذبه ها خود به دو دسته جاذبه های طبیعی و جاذبه های ساخته دست بشر تقسیم می شوند..بعضی از کشورهای جهان از جاذبه های طبیعی زیادی برای توسعه گردشگری ورزشی فعال برخوردار هستند (5، 14، 16، 17) و با استفاده از این فرصت ها توانسته اند گردشگری ورزشی را در کشور خود توسعه دهند. با توجه به بررسيهاي صورتگرفته و اثبات شده، ايران يكي از ده كشور اول جهان از نظر جذابيتهاي گردشگري است (13). جاذبههاي طبيعي ورزشي موجود در ايران بهطور كلي به هفت دسته تقسيمبندي شده است (3). اين هفت دسته كلي عبارتند از : 1) تپه نوردی، 2) شکار، صید و ماهيگيري، 3) ورزشهای زمستانی، 4) ورزشهاي ساحلي و آبي، 5) بيابانگردي، 6) طبیعت درماني، 7) كوهنوردي و غارنوردی. ، به دليل تازگي موضوع گردشگري ورزشي در كشور ما در اين حوزه مشكلات متعددي وجود دارد که به طور کلی عبارتند از « مشکلات فرهنگی »، « مشکلات مدیریتی » و « مشکلات مربوط به زیر ساخت ها » (2). لذا هدف این تحقیق بررسي مهمترین جاذبههاي طبيعي ورزشي مؤثر بر توسعة گردشگري ورزشي كشور و مشكلات موجود در اين حوزه از ديدگاه كارشناسان ورزشي و كارشناسان بخش گردشگري كشور است.
روش شناسی تحقیق:
پژوهش حاضر از نوع پیمایشی است كه به شكل ميداني انجام شده است. جامعة آماري تحقيق شامل: 1– كارشناسان بخش گردشگري سازمان گردشگري و ميراث فرهنگي شاغل در تهران (37 نفر) ، 2 – كارشناسان 30 آژانس مسافرتي فعال و برتر در زمينة تورگرداني، (مدير فني و مدير تور هر آژانس و در مجموع 60 نفر) و 3 – كارشناسان ورزشي فدراسيونهاي: كوهنوردي، قايقراني، شنا، سواركاري، دوچرخهسواري، تيراندازي، دوميداني ، ورزشهاي همگاني، اسكي و گلف ( سه كارشناس از هر فدراسيون ودر مجموع 30نفر). در مجموع 127 نفر جامعة آماري اين تحقيق را تشكيل ميدهندبه علت محدود بودن جامعه، نمونه با جامعه برابر است . پس از طراحي پرسشنامه و توزيع آن تعداد 112 پرسشنامه تكميل شد. براي تجزيه و تحليل يافتهها از روش پیشرفته تحليل عاملي استفاده شد.
یافته ها:
از نظر کارشناسان، « جاذبههاي مربوط به تپهنوردي و طبيعتگردي » با بار عاملي ( 79/0) ، « جاذبههاي مربوط به ورزشهاي ساحلي، آبي و تابستاني » با بار عاملي ( 78/0) و « جاذبههاي مربوط به بيابانگردي و كويرنوردي » و « جاذبههاي مربوط به شكار و صيد » با بار عاملي ( 75/0) از اهميت بيشتري در توسعه گردشگري ورزشي در سطح كشور برخوردار هستند و « جاذبههاي مربوط به آبگرم و طبيعت درماني » با بار عاملي ( 67/0) و « جاذبههاي مربوط به ورزشهاي زمستاني » با بار عاملي ( 56/0) از نظر اهميت در رده آخر قرار گرفته اند. در بخش بررسي مشكلات گردشگري ورزشي كشور نيز « مشكلات فرهنگي » با بار عاملي (75/0 ) مهمترين مشكل در بخش گردشگري ورزشي كشور است. دومين مشكل از نظر كارشناسان « مشكلات مديريتي در گردشگري ورزشي كشور » با بار عاملي ( 72/0 ) است و « مشكلات مربوط به زيرساختها» با بار عاملي (50/0 ) سومين مشكل در بخش گردشگري ورزشي كشور است. در جدول شماره 1، بار عاملي اجزاي دروني خردهمقياسهاي مربوط به هرکدام از مشکلات و موانع توسعة گردشگري ورزشي كشور را از ديدگاه سه گروه از كارشناسان گردشگري و ورزش به ترتیب اهمیت نشان ميدهد.
جدول 1، بار عاملی خرده مقیاسهای مربوط به هر کدام از مشکلات به ترتیب اهمیت
|
موانع موجود در گردشگري ورزشي كشور |
بار عاملي |
|
الف ) مشكلات مربوط به مديريت: |
72/0 |
|
1- عدم هماهنگي كافي بين سازمانها و وزارتخانههاي دستاندكار در گردشگري ورزشي |
85/0 |
|
2- وجود سازمانهاي موازي و نامشخص بودن حدود وظايف بخشهاي مسؤول در اين حوزه |
82/0 |
|
3- مشكلات موجود در سرمايهگذاري ( بخش دولتي و خصوصي ) در بخش گردشگري ورزشي |
81/0 |
|
4- عدم كنترل و نظارت بر فعاليت واحدهاي گردشگري و گردشگري ورزشي |
80/0 |
|
6- فقدان برنامهريزي صحيح، دقيق و علمي براي توسعة گردشگري ورزشي در كشور |
66/0 |
|
7- تفاوت در سياستگذاريها، رويهها و نبود استراتژي روشن در مورد گردشگري ورزشي كشور |
63/0 |
|
ب ) مشكلات فرهنگي در گردشگري ورزشي كشور: |
75/0 |
|
8- ديدگاه منفي و تلقي نادرست نسبت به گردشگران خارجي در داخل كشور |
81/0 |
|
9- برخورد نامناسب با گردشگران و فقدان امنيت در برخي از مناطق كشور براي گردشگران |
80/0 |
|
10- تنگناهاي ايدئولوژيك و عدم انطباق آن با فرهنگ گردشگران |
69/0 |
|
11- وجود ديدگاه منفي و تبليغات سوء درمورد ايران |
67/0 |
|
12- آشنايي كم و ناكافي گردشگران ورزشي درمورد جاذبههاي طبيعي و منابع موجود در ايران |
64/0 |
|
13- كمبود اطلاعات درمورد نيازها و خواستههاي گردشگران |
64/0 |
|
14- سيستم اطلاع رساني ناقص و روابط عمومي ضعيف با گردشگران |
59/0 |
|
ج) مشكلات مربوط به زيرساختها: |
50/0 |
|
15- عدم وجود امكانات و تأسيسات تفريحي ورزشي استاندارد و مطلوب در مناطق مستعد |
83/0 |
|
16- عدم ارائه امكانات و خدمات رفاهي مناسب به گردشگران به هنگام اقامتشان |
80/0 |
|
17- كمبود تأسيسات اقامتي و هتلهاي استاندارد در سطح بينالمللي براي اقامت گردشگران |
74/0 |
|
18- قوانين مختلف دست و پاگير در مورد صدور ويزا، گمركات و مدت اقامت گردشگران |
73/0 |
|
19- ضعف در سيستم حمل و نقل زميني، هوايي و ريلي كشور |
69/0 |
|
20- ضعف تكنولوژي و دانش نظري و علمي در بخش گردشگري ورزشي |
64/0 |
بحث و نتیجه گیری:
بهنظر ميرسد دلايل اهميت بيشتر « تپهنوردي و طبيعتگردي» و « جاذبههاي مربوط به ورزشهاي ساحلي، آبي و تابستاني » نسبت به ساير جاذبهها در سه عامل باشد. 1- گستردگي اين جاذبهها در ايران. 2- تنوع گستردهتر فعاليتهاي ورزشي كه ميتواند در اين جاذبهها انجام شود. مانند شنا، غواصي، قايقراني، اسكي روي آب، موجسواري، ورزشهاي ساحلي و كانو و ... كه در سواحل، درياچهها و رودخانهها انجام ميشوند و فعاليتهايي مانند پيادهروي، دوي آرام ، راهپيمايي، دوچرخهسواري، سواركاري، گلف و تفريح كه در دامنهها و تپهها انجام ميگيرند. 3- تأثيرپذيري كمتر اين جاذبهها در ايران از پديدة فصليبودن زیرا تغييرات فصلي در پديدة گردشگري بيانگر چالشي جهاني در مديريت جاذبههاي گردشگري است. توجه به موضوعات، چالشها و فرصتهاي مرتبط با فصلي بودن و تأثير آنها بر جاذبههاي گردشگري مبتني بر ورزش اهميت زيادي دارد. ورزش و گردشگري بهوسيلة فصلي بودن مشخص ميشوند و فصول نسبي ورزش و گردشگري به روشهاي مختلف با يكديگر تعامل دارند (6). جاذبة « ورزشهاي زمستاني » از نظر اهميت در ردة آخر قرار گرفته است كه ممكن است دليل آن: 1- تغييرات جوي و كاهش ميزان بارش برف مناسب در بعضي از سالها.2- عدم شناسايي منابع و امكانات گردشگري ورزشي زمستاني در كشور 3- كم بودن تعداد پيستهاي اسكي استاندارد و داراي امكانات رفاهي مناسب و 4- مشكل بودن دسترسي به پيستهاي اسكي موجود به هنگام فصل زمستان. كارشناسان مهمترين مانع در بخش گردشگري ورزشي كشور را مشکل فرهنگی می دانند و در بين مشكلات فرهنگي نيز « ديدگاه منفي و تلقي نادرست نسبت به گردشگران خارجي در داخل كشور» با (81/0 ) مهمترين مشكل فرهنگي است . ديدگاه منفي نسبت به خارجيان خود معضلي فرهنگي محسوب ميشود و در بسياري از موارد باعث ايجاد ديگر مشكلات و موانع ميگردد ( 1 ). اين برداشت منفي از گردشگري و گردشگر متأسفانه در ذهن بعضی از مردم ما وجود دارد و باعث شده است برخی از مسؤولان به دليل نگراني از رويارو شدن با افكار عمومي جامعه، گامي در راه توسعة اين صنعت برندارند. همچنین براي جلوگيري از موازيكاري و عدم هماهنگی بين سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با سازمانهاي ورزشي نظير سازمان تربيت بدني و كميتة ملي المپيك بایستی متولي واحدي كه از تفكرات و تجربيات هر دو گروه سود ببرد تشكيل شود در غير اينصورت اين مشكل همچنان باقي مانده و باعث به هدر رفتن منابع و سرمايهها ميشود. « عدم وجود امكانات و تأسيسات تفريحي ورزشي استاندارد و مطلوب در مناطق مستعد » با ( 82/0 ) و « عدم ارائه امكانات و خدمات رفاهي مناسب به گردشگران به هنگام اقامتشان مهمترين مشكل درزمینه زیرساخت هاست، امكانات و تأسيسات ورزشي استاندارد در مناطق مستعد كشور براي توسعة گردشگري ورزشي بسيار كم است. اين مشكل به طور مستقيم با سرمايهگذاري رابطه دارد كه با جذب سرمایه از بخش خصوصی می تواند مرتفع گردد. براي رسيدن به سطح مطلوب مورد نظر برنامة چشمانداز 20 سال آيندة گردشگري كه در آن بايد 20 ميليون گردشگر جذب و 25 ميليارد دلار درآمد از اين راه به دست آيد ضرورت توجه به همة توانمنديهاي كشور در اين زمينه احساس ميشود (2).